1
00:01:33,170 --> 00:01:35,330
‫اسم من مینامیجوجی سِیه.

2
00:01:35,670 --> 00:01:40,420
‫من یه پسر دبیرستانی کاملاً معمولی بودم
‫که داشتم می‌شدم هفده سالم.

3
00:01:40,960 --> 00:01:42,080
‫به ما کمک کن.

4
00:01:42,170 --> 00:01:43,170
‫ها؟

5
00:01:43,330 --> 00:01:45,250
‫- لطفاً ما رو نجات بده.
‫- صدا؟

6
00:01:45,330 --> 00:01:46,750
‫اگه صدای منو می‌شنوی، لطفاً جواب بده!

7
00:01:46,830 --> 00:01:47,880
‫- چه خبره؟
‫- اگه صدای منو می‌شنوی، لطفاً جواب بده!

8
00:01:48,290 --> 00:01:49,460
‫کجایی؟

9
00:01:49,540 --> 00:01:51,880
‫هر کاری از دستم بربیاد انجام می‌دم!

10
00:01:51,960 --> 00:01:53,960
‫اگه لازم باشه آمبولانس خبر می‌کنم!

11
00:01:59,290 --> 00:02:00,290
‫اوه!

12
00:02:00,380 --> 00:02:01,330
‫ما...؟

13
00:02:01,420 --> 00:02:03,170
‫مـ… موفق شدیم!

14
00:02:03,580 --> 00:02:05,170
‫اعلیحضرت، موفق شدیم!

15
00:02:05,250 --> 00:02:07,040
‫آیین احضار قهرمان!

16
00:02:07,130 --> 00:02:08,960
‫این بار جواب داد!

17
00:02:10,710 --> 00:02:11,750
‫کجا...

18
00:02:12,290 --> 00:02:13,380
‫هستم؟

19
00:02:16,670 --> 00:02:18,830
‫...خب، ماجرا اینه.

20
00:02:18,920 --> 00:02:20,170
‫اِم...

21
00:02:21,130 --> 00:02:23,540
‫پس اسم این دنیا میزگارزه،

22
00:02:23,630 --> 00:02:25,880
‫و شما می‌خواید من نژاد شیاطین رو شکست بدم

23
00:02:25,960 --> 00:02:28,670
‫که تحت فرمان پادشاه شیاطین
‫و همچنین فاتح، لوفاس هستن؟

24
00:02:28,750 --> 00:02:29,750
‫بله.

25
00:02:29,830 --> 00:02:33,750
‫تو تنها امید ما هستی! لطفاً!

26
00:02:34,000 --> 00:02:35,460
‫لطفاً!

27
00:02:35,670 --> 00:02:37,080
‫خواهش می‌کنیم!

28
00:02:39,710 --> 00:02:40,750
‫بابا!

29
00:02:40,960 --> 00:02:43,290
‫وقتی بزرگ شدم،

30
00:02:43,380 --> 00:02:45,330
‫می‌خوام مثل تو پلیس بشم!

31
00:02:45,420 --> 00:02:48,250
‫راستی، باید چی کار کنم
‫که پلیس بشم؟

32
00:02:48,330 --> 00:02:49,830
‫خب...

33
00:02:50,380 --> 00:02:52,290
‫باید آدمی بشی

34
00:02:52,880 --> 00:02:55,880
‫که وقتی کسی به دردسر می‌افته،
‫همیشه دست کمکش رو دراز کنه.

35
00:02:56,960 --> 00:02:58,080
‫راستش،

36
00:02:58,710 --> 00:03:00,960
‫فکر کشتنِ بقیه واقعاً
‫از عهده‌م خارجه.

37
00:03:01,750 --> 00:03:02,750
‫اما...

38
00:03:02,830 --> 00:03:08,040
‫اگه آدمایی رو که ازم کمک می‌خوان
‫ول کنم، بعیده به آینده‌ای که می‌خوام برسم.

39
00:03:09,130 --> 00:03:10,500
‫تازه، بعید می‌دونم بابام

40
00:03:10,880 --> 00:03:13,960
‫این آدمای دنیاهای دیگه رو
‫تنها بذاره!

41
00:03:14,960 --> 00:03:16,040
‫من...

42
00:03:16,250 --> 00:03:17,290
‫انجامش می‌دم!

43
00:03:17,920 --> 00:03:20,330
‫متشکریم، قهرمان.

44
00:03:20,420 --> 00:03:22,630
‫- حالا کشورمون در امنیته!
‫- واقعاً ممنونیم!

45
00:03:22,710 --> 00:03:26,630
‫- روی کمکت حساب می‌کنیم!
‫- خیلی خیلی ممنون!

46
00:03:26,710 --> 00:03:27,710
‫باشه!

47
00:03:28,170 --> 00:03:30,750
‫چند هفته بعد—
‫- اون موقع خیلی جوگیر شده بودم، ولی...

48
00:03:32,920 --> 00:03:34,630
‫توانایی واقعی‌م

49
00:03:34,710 --> 00:03:36,880
‫اصلاً اون‌جوری که باید نیست!

50
00:03:37,750 --> 00:03:40,080
‫تسلیم می‌شم، آقای فریدریش.

51
00:03:40,710 --> 00:03:42,420
‫این آقای فریدریشه،

52
00:03:42,500 --> 00:03:45,040
‫یه استاد شمشیرزنی که
‫به «قدیس شمشیر» معروفه.

53
00:03:45,460 --> 00:03:46,630
‫ببخشید.

54
00:03:46,710 --> 00:03:48,710
‫خیلی زود باختم.

55
00:03:48,790 --> 00:03:51,580
‫از این‌که امتیاز ویژه تمرین
‫زیر نظر قوی‌ترین شمشیرزن دنیا رو دارم،

56
00:03:51,670 --> 00:03:53,960
‫اصلاً شکایتی ندارم.

57
00:03:54,630 --> 00:03:56,380
‫جز یه چیز.

58
00:03:58,540 --> 00:04:01,420
‫این‌که اصلاً به زبان آدمیزاد حرف نمی‌زنه.

59
00:04:01,790 --> 00:04:04,960
‫با این‌حال شنیدم قومِ نیمه‌حیوان
‫می‌تونن زبان ما رو صحبت کنن.

60
00:04:05,500 --> 00:04:07,080
‫آقای فریدریش، اَم...

61
00:04:07,170 --> 00:04:08,880
‫در مورد شیوه‌ای که این شمشیر رو می‌گیرم...

62
00:04:09,330 --> 00:04:10,960
‫یه کم استفاده ازش برام سخته.

63
00:04:11,040 --> 00:04:12,130
‫تکنیک خاصی داره؟

64
00:04:12,460 --> 00:04:13,580
‫خیلی ممنونم!

65
00:04:14,830 --> 00:04:18,830
‫تا حالا حتی یه بار هم نشنیدم
‫آقای فریدریش حرف بزنه.

66
00:04:18,920 --> 00:04:24,290
‫فرمانده ازت عصبانیه چون
‫بین مبارزه حواست پرت شده بود.

67
00:04:25,380 --> 00:04:26,750
‫جانشین فرمانده!

68
00:04:27,250 --> 00:04:30,830
‫جانشین فرمانده داره حرف‌های
‫آقای فریدریش رو برام ترجمه می‌کنه.

69
00:04:39,830 --> 00:04:43,130
‫عملاً توی این وضعیت، فقط یه گربه‌غول‌پیکره.

70
00:04:43,210 --> 00:04:45,210
‫نمی‌فهمم.

71
00:04:45,290 --> 00:04:46,960
‫آقای سِی!

72
00:04:49,170 --> 00:04:51,130
‫چی شده، آقای کراس؟

73
00:04:52,580 --> 00:04:55,880
‫بالاخره گروه سفر شما رو
‫کامل جمع کردیم!

74
00:04:58,750 --> 00:05:00,960
‫مینامیجوجی سِی.

75
00:05:01,040 --> 00:05:03,710
‫- وقتشه سفرت رو شروع کنی.
‫- بله، قربان!

76
00:05:03,790 --> 00:05:06,170
‫تجهیزات، افراد مستعد...

77
00:05:06,250 --> 00:05:09,420
‫بهترینِ هر چیزی که داشتیم
‫رو آماده کردیم.

78
00:05:09,500 --> 00:05:11,080
‫حالا اجازه بده افراد تیمت رو معرفی کنم.

79
00:05:11,540 --> 00:05:15,540
‫اول از همه، افتخار کشور ما،
‫قدیس شمشیر، فریدریش.

80
00:05:15,630 --> 00:05:17,580
‫قدیس شمشیر
‫فریدریش

81
00:05:17,670 --> 00:05:20,460
‫همچنین جانشین فرمانده
‫برای کمک به فریدریش همراهت خواهد بود.

82
00:05:20,540 --> 00:05:21,500
‫جانشین فرمانده
‫- متوجه شدم!

83
00:05:21,580 --> 00:05:22,880
‫بعد هم استاد فنون الهی،

84
00:05:22,960 --> 00:05:24,670
‫کراس، دستیار روحانی.

85
00:05:24,750 --> 00:05:26,960
‫مشاور پادشاه / کراس نوزان
‫- حتی اگه پای جونم وسط باشه، کمکت می‌کنم.

86
00:05:27,080 --> 00:05:31,540
‫نفر بعدی، ستاره نوظهوریه که
‫به‌عنوان شاگرد اول از آکادمی جادوی اسوِل فارغ‌التحصیل شده:

87
00:05:31,630 --> 00:05:32,630
‫آلفی.

88
00:05:32,710 --> 00:05:36,960
‫باعث افتخاره که برای این مأموریت
‫انتخاب شدم، اعلیحضرت.

89
00:05:37,080 --> 00:05:41,960
‫شنیدم شمشیرزنی رو
‫از پدرش، مزدور معروف گانتس، یاد گرفته.

90
00:05:42,040 --> 00:05:44,250
‫مطمئنم خیلی به کارت میاد.

91
00:05:44,960 --> 00:05:51,460
‫همچنین، گولم‌های فولادی
‫از پادشاه دانای اسوِل، مِگرز، دریافت کردیم.

92
00:05:51,880 --> 00:05:53,670
‫به‌اضافه این‌که، همیشه...

93
00:05:54,330 --> 00:05:59,380
‫...یه واحد مخفی ده‌نفره از رنجرها
‫در سایه‌ها از سفرت پشتیبانی می‌کنن.

94
00:05:59,710 --> 00:06:01,250
‫کی اومدن این‌جا؟

95
00:06:04,210 --> 00:06:05,880
‫باورکردنی نیست.

96
00:06:05,960 --> 00:06:08,630
‫پس اینا قراره هم‌گروهی‌های من باشن.

97
00:06:08,710 --> 00:06:10,630
‫حالا، قهرمان،

98
00:06:10,710 --> 00:06:12,080
‫وقت حرکت فرا رسیده!

99
00:06:12,170 --> 00:06:15,330
‫اه، یعنی همین حالا باید راه بیفتم.

100
00:06:15,580 --> 00:06:19,960
‫برو و پادشاه شیطانیِ شریر
‫و فاتحِ احیاشده رو نابود کن

101
00:06:20,080 --> 00:06:22,830
‫تا توی این روزهای تاریک، نور رو برگردونی!

102
00:06:24,250 --> 00:06:26,500
‫هورا!

103
00:06:27,000 --> 00:06:28,540
‫این تازه شروعه...

104
00:06:29,460 --> 00:06:31,750
‫شروع ماجراجویی من برای نجات دنیا.

105
00:06:32,920 --> 00:06:35,830
‫راستش اصلاً فکر نمی‌کنم
‫انتخاب مناسبی برای این کار باشم،

106
00:06:35,920 --> 00:06:38,380
‫و مطمئنم یکی دیگه مناسب‌تره،

107
00:06:38,830 --> 00:06:40,380
‫اما با این حال، الان...

108
00:06:42,040 --> 00:06:43,670
‫من قهرمانم!

109
00:06:50,710 --> 00:06:54,170
‫خب، برای این‌که کسی نگران نشه،

110
00:06:54,290 --> 00:06:55,330
‫خودم جلو می‌افتم!

111
00:07:02,960 --> 00:07:03,960
‫محاله!

112
00:07:04,750 --> 00:07:05,790
‫اون...؟!

113
00:07:09,330 --> 00:07:10,460
‫غیرممکنه!

114
00:07:10,540 --> 00:07:13,210
‫این... این نمی‌تونه...

115
00:07:22,250 --> 00:07:23,330
‫همه‌تون؟

116
00:07:32,920 --> 00:07:34,750
‫فاتح، لوفاس مَفاهِل

117
00:07:35,630 --> 00:07:37,460
‫پادشاه شیاطین، اورم

118
00:07:38,460 --> 00:07:43,630
‫چـ… چـ… چرا پادشاه شیاطین
‫و لوفاس مفاهِل این‌جا هستن؟!

119
00:07:49,880 --> 00:07:51,960
‫یک لوفاس مفاهِل وحشی

120
00:07:52,710 --> 00:07:54,960
‫و یک پادشاه شیاطین وحشی

121
00:07:55,830 --> 00:07:59,880
‫به‌طور هم‌زمان ظاهر شدند!!!

122
00:07:59,960 --> 00:08:02,880
‫قسمت ۱۱ / یک لوفاس مفاهِل وحشی و یک
‫پادشاه شیاطین وحشی هم‌زمان ظاهر شدند!!!

123
00:08:02,960 --> 00:08:04,210
‫مدتی قبل‌تر...

124
00:08:04,290 --> 00:08:08,580
‫لاواتاین در احضار قهرمان موفق شده بود.

125
00:08:10,170 --> 00:08:13,210
‫ظاهراً واقعاً یه قهرمان درست‌وحسابی احضار کردن.

126
00:08:13,670 --> 00:08:18,170
‫توی بازی، تا وقتی الیوت کشفش نکرده بود،
‫هیچ‌کس از این موضوع خبر نداشت.

127
00:08:18,460 --> 00:08:22,130
‫و تا جایی که یادمه، غیر از الیوت
‫هیچ پلیر دیگه‌ای اون کلاس رو نگرفته بود.

128
00:08:22,210 --> 00:08:24,330
‫که بهش دست پیدا کنه.

129
00:08:25,170 --> 00:08:27,750
‫گرفتن کلاس قهرمان باعث شد
‫توانایی‌های الیوت

130
00:08:27,830 --> 00:08:30,500
‫اون‌قدر سریع رشد کنه که
‫کلاس‌های قبلیش کاملاً جا بمونن،

131
00:08:30,580 --> 00:08:33,460
‫و خیلی زود تبدیل شد به
‫رنک‌اولِ بازی.

132
00:08:35,380 --> 00:08:36,830
‫این بده.

133
00:08:37,080 --> 00:08:39,880
‫نژاد شیاطین از احضار قهرمان باخبر شدن.

134
00:08:41,790 --> 00:08:44,960
‫اگه این‌طوری پیش بره، اون قهرمان کشته می‌شه.

135
00:08:45,040 --> 00:08:47,210
‫دقیقاً.

136
00:08:47,290 --> 00:08:50,170
‫نژاد شیاطین احتمالاً یکی
‫از هفت نورانی خودشون رو می‌فرستن

137
00:08:50,250 --> 00:08:52,790
‫تا وقتی قهرمان سفرش رو شروع کرد، حمله کنه.

138
00:08:52,880 --> 00:08:54,880
‫درسته...

139
00:08:54,960 --> 00:08:58,540
‫هرچند اون کشور یه سپر محافظ داره
‫که توسط شاه شمشیر، الیوت، ساخته شده،

140
00:08:58,630 --> 00:09:01,250
‫برای همین امثال هفت نورانی
‫به‌راحتی پس زده می‌شن.

141
00:09:01,580 --> 00:09:05,210
‫- سپر؟
‫- یه مهارت قهرمانی به اسم «جانشینی روح».

142
00:09:05,290 --> 00:09:07,880
‫باید اثرش رو یادت باشه،
‫بانو لوفاس.

143
00:09:08,920 --> 00:09:10,380
‫جانشینی روح.

144
00:09:10,710 --> 00:09:13,580
‫یه مهارت سراسریِ سپر که
‫توانایی متحدها رو داخل محدوده افزایش می‌ده

145
00:09:13,670 --> 00:09:17,670
‫و هم‌زمان توانایی دشمن‌ها رو
‫به‌شدت کاهش می‌ده.

146
00:09:17,750 --> 00:09:19,420
‫نکته‌ی اعصاب‌خوردکنِ این مهارت

147
00:09:19,500 --> 00:09:22,420
‫اینه که اثرش
‫تا پایان نبرد باقی می‌مونه.

148
00:09:22,500 --> 00:09:24,290
‫اما بهایش اینه که

149
00:09:24,380 --> 00:09:25,960
‫کاربر بعدش می‌میره

150
00:09:26,040 --> 00:09:29,920
‫و بدون هیچ شانسی برای استفاده از
‫جادوی رستاخیز، به شهر برگردونده می‌شه.

151
00:09:30,670 --> 00:09:35,630
‫توی این دنیا، استفاده ازش مساوی با مرگه.

152
00:09:36,880 --> 00:09:39,580
‫شنیدم شاه شمشیر، الیوت،
‫بعد از برپا کردن اون سپر،

153
00:09:39,670 --> 00:09:44,330
‫برای محافظت از کل کشورش،
‫به خوابی ابدی فرو رفته.

154
00:09:45,000 --> 00:09:48,830
‫پس یعنی الیوت حتی الان هم
‫داره از کشورش محافظت می‌کنه؟

155
00:09:49,080 --> 00:09:51,960
‫حداقل این یعنی
‫اون‌جا امنه.

156
00:09:52,080 --> 00:09:56,040
‫حتی من و آیگو هم
‫داخلش به مشکل می‌خوریم.

157
00:09:56,130 --> 00:10:00,500
‫پس تا وقتی پادشاه شیاطین
‫و پسرش سر و کله‌شون پیدا نشه، امنه.

158
00:10:00,580 --> 00:10:03,040
‫روی دیگه‌ی ماجرا اینه که
‫اگه خود پادشاه شیاطین یا پسرش بیان،

159
00:10:03,130 --> 00:10:05,170
‫اون‌وقت ممکنه به نابودی کامل کشیده بشن.

160
00:10:05,250 --> 00:10:08,460
‫در هر صورت، بیرون از سپر
‫می‌تونن به هرچیزی حمله کنن.

161
00:10:08,540 --> 00:10:10,880
‫آره… اون‌وقت دیگه کیش‌و‌ماته.

162
00:10:11,250 --> 00:10:15,420
‫البته این یه فرصت طلایی هم هست
‫برای نابود کردن هفت نورانی.

163
00:10:15,500 --> 00:10:16,460
‫متوجه شدم!

164
00:10:16,540 --> 00:10:18,670
‫فعلاً برمی‌گردیم لاواتاین!

165
00:10:19,420 --> 00:10:22,080
‫می‌خواید تنهایی برید اون‌جا، ارباب؟

166
00:10:22,170 --> 00:10:24,420
‫آره. اگه فقط هفت نورانی باشن،

167
00:10:24,500 --> 00:10:27,130
‫حتی اگه بقیه‌شون هم هم‌زمان حمله کنن،
‫بازم می‌تونیم نابودشون کنیم.

168
00:10:27,500 --> 00:10:29,630
‫فعلاً خداحافظ. فردا برمی‌گردیم.

169
00:10:40,290 --> 00:10:41,460
‫طبیعیه.

170
00:10:41,960 --> 00:10:44,250
‫هفت نورانی اصلاً به اون نزدیک هم نمی‌شن.

171
00:10:45,420 --> 00:10:47,790
‫تو هم با این موافقی،

172
00:10:50,170 --> 00:10:51,290
‫درسته؟

173
00:10:52,210 --> 00:10:53,880
‫پادشاه شیاطین.

174
00:11:03,130 --> 00:11:05,960
‫اون پسر جوونه احتمالاً همون قهرمانه.

175
00:11:06,960 --> 00:11:09,960
‫بالاخره دیدنت خوشوقته، آلکور.

176
00:11:10,750 --> 00:11:12,250
‫من اورم هستم.

177
00:11:12,750 --> 00:11:15,540
‫کسی که شماها بهش می‌گید پادشاه شیاطین.

178
00:11:19,920 --> 00:11:21,210
‫آلکور؟

179
00:11:21,290 --> 00:11:23,080
‫لقبیه که ما بهت می‌دیم.

180
00:11:23,170 --> 00:11:25,880
‫هرکسی که با تو روبه‌رو بشه، می‌میره.

181
00:11:26,250 --> 00:11:29,540
‫برای همین با ترس و احترام صدات می‌کنیم

182
00:11:29,630 --> 00:11:32,830
‫آلکور؛ ستاره‌ای که خبر از مرگ می‌ده.

183
00:11:35,250 --> 00:11:37,880
‫به‌نظر میاد دیگه نیازی
‫به معرفی نداریم،

184
00:11:37,960 --> 00:11:40,710
‫اما بی‌احترامی می‌شه
‫اگه ما خودمون رو معرفی نکنیم.

185
00:11:41,420 --> 00:11:43,580
‫من لوفاس مفاهِل هستم،

186
00:11:43,960 --> 00:11:48,380
‫همونی که ظاهراً شماها بهش می‌گید آلکور.

187
00:11:50,670 --> 00:11:53,040
‫راستش شگفت‌زده شدیم که خودت اومدی این‌جا.

188
00:11:53,130 --> 00:11:55,460
‫این‌قدر از قهرمان می‌ترسی؟

189
00:11:55,540 --> 00:11:57,750
‫چه چرندیات احمقانه‌ای.

190
00:11:57,830 --> 00:12:01,420
‫تنها دو نفر هستن که
‫چه الان چه گذشته ازشون می‌ترسم.

191
00:12:01,500 --> 00:12:03,960
‫یکی الهه‌ی قادر مطلقه،

192
00:12:04,080 --> 00:12:06,250
‫و اون یکی...

193
00:12:06,920 --> 00:12:07,960
‫تو هستی.

194
00:12:09,040 --> 00:12:12,830
‫پس یعنی این وضعیت
‫غیرمنتظره نبوده؟

195
00:12:13,250 --> 00:12:14,250
‫نه.

196
00:12:14,330 --> 00:12:17,670
‫من اومدم این‌جا تا تو رو ببینم.

197
00:12:18,580 --> 00:12:20,710
‫بذار یه اعتراف صادقانه بکنم.

198
00:12:20,790 --> 00:12:24,630
‫من همیشه از مواجهه‌ی مستقیم
‫با تو طفره می‌رفتم.

199
00:12:24,710 --> 00:12:25,710
‫اوه؟

200
00:12:27,630 --> 00:12:29,750
‫فقط بعد از این‌که از دستت دادم، فهمیدم که...

201
00:12:30,380 --> 00:12:34,750
‫فهمیدم که فقط تو بودی
‫که خارج از سناریوی الهه عمل می‌کردی.

202
00:12:35,630 --> 00:12:40,130
‫اصلاً نباید می‌ذاشتیم از دستمون بری.

203
00:12:41,250 --> 00:12:42,670
‫منظورت چیه؟

204
00:12:44,040 --> 00:12:45,540
‫می‌خوای بدونی؟

205
00:12:46,250 --> 00:12:49,330
‫پس سعی کن با زور از دهنم بکشی بیرون.

206
00:12:49,790 --> 00:12:50,790
‫جسورانه‌ست!

207
00:12:50,880 --> 00:12:53,040
‫پس آرزوت رو برآورده می‌کنیم!

208
00:12:53,420 --> 00:12:54,960
‫ستاره‌ی مرگ...

209
00:12:55,040 --> 00:12:58,750
‫ببینیم بعد از این همه سال،
‫قدرتت کم شده یا نه!

210
00:13:17,250 --> 00:13:19,130
‫اینجا واقعاً چه خبر شده؟!

211
00:14:13,960 --> 00:14:15,420
‫واقعاً جدی‌ان؟

212
00:14:16,290 --> 00:14:18,960
‫از ما می‌خوان اون دوتا رو شکست بدیم؟

213
00:14:19,500 --> 00:14:20,790
‫چطوری؟

214
00:14:21,330 --> 00:14:25,250
‫اصلاً باید این‌جا چی کار کنیم؟!

215
00:15:14,420 --> 00:15:15,960
‫تحسین‌برانگیزه.

216
00:15:16,250 --> 00:15:17,880
‫از زمان نبردم با

217
00:15:17,960 --> 00:15:21,790
‫هفت قهرمان، دویست سال پیش،
‫چنین قدرتی حس نکرده بودم.

218
00:15:22,210 --> 00:15:25,460
‫و حالا می‌بینیم که واقعاً لایق اینی
‫که بهت بگن پادشاه شیاطین.

219
00:15:26,210 --> 00:15:28,830
‫این شاه شیاطین دیگه زیادی قویه! یکی اینو ضعیفش کنه بابا!

220
00:15:28,920 --> 00:15:33,130
‫واقعاً به‌خاطر این‌که همیشه باهاش
‫مثل یه باس نهایی مسخره رفتار می‌کردم، معذرت می‌خوام!

221
00:15:33,210 --> 00:15:36,580
‫تا الان پنجاه‌هزار تا HP کم کرده!

222
00:15:37,170 --> 00:15:40,790
‫HP پادشاه شیاطین قطعاً
‫از لوفاس هم بیشتره.

223
00:15:41,170 --> 00:15:43,500
‫حتی اگه توی مبارزه برابر باشیم،

224
00:15:44,130 --> 00:15:45,210
‫می‌بازم.

225
00:15:56,290 --> 00:15:58,960
‫ممنونم، آقای فریدریش.

226
00:16:09,330 --> 00:16:10,380
‫هوم.

227
00:16:10,750 --> 00:16:12,790
‫همون‌طور که انتظار می‌رفت، آلکور.

228
00:16:13,250 --> 00:16:16,330
‫اما این هنوز
‫تمام قدرتت نیست، درسته؟

229
00:16:16,960 --> 00:16:21,630
‫یا می‌خوای بگی
‫ارزش جنگیدن جدی باهام رو ندارم؟

230
00:16:21,710 --> 00:16:23,250
‫منظورت چیه؟

231
00:16:23,920 --> 00:16:25,500
‫دویست سال پیش...

232
00:16:26,290 --> 00:16:28,790
‫قدرت اون فاتحی که به‌تنهایی
‫با هفت قهرمان جنگید

233
00:16:28,880 --> 00:16:32,750
‫و کلی آدم بزرگ دیگه،
‫واقعاً سرسام‌آور بود.

234
00:16:33,710 --> 00:16:39,830
‫لوفاس مفاهِلی که من ازش می‌ترسیدم،
‫خیلی درخشان‌تر و حسادت‌برانگیزتر قوی بود.

235
00:16:41,040 --> 00:16:44,540
‫یعنی لوفاس قبل از این‌که من تسخیرش کنم
‫حتی از الان هم دیوونه‌وار قوی‌تر بوده؟!

236
00:16:45,250 --> 00:16:46,500
‫واقعاً...

237
00:16:46,750 --> 00:16:49,830
‫فکر می‌کنی این حد نهاییه؟

238
00:16:50,880 --> 00:16:53,500
دقیقاً نمی‌فهمم
‫منظورت چیه.

239
00:16:57,500 --> 00:16:59,080
‫پس داستان اینه!

240
00:16:59,580 --> 00:17:00,960
‫لعنت به اون الهه!

241
00:17:01,040 --> 00:17:03,290
‫از قبل براش پادزهر چیده بوده.

242
00:17:03,380 --> 00:17:05,920
‫خودت داری به چه نتیجه‌ای می‌رسی؟

243
00:17:06,580 --> 00:17:10,290
‫یعنی این‌که هنوز
‫برای جنگیدن با هم زوده.

244
00:17:11,420 --> 00:17:15,170
‫تو هنوز نمی‌تونی
‫از سناریوی الهه عبور کنی.

245
00:17:15,250 --> 00:17:17,130
‫سناریوی الهه؟

246
00:17:17,210 --> 00:17:18,460
‫دقیقاً.

247
00:17:19,290 --> 00:17:23,670
‫کل این دنیا داره
‫طبق سناریوی الهه پیش می‌ره.

248
00:17:26,210 --> 00:17:28,330
‫این شامل نژاد شیاطین هم می‌شه.

249
00:17:28,750 --> 00:17:32,500
‫درواقع، اونا فقط مهره‌هایی‌ان
‫که برای هیجان‌دادن به سناریو استفاده می‌شن.

250
00:17:34,880 --> 00:17:37,920
‫به نظرت چرا شیاطین آدما رو می‌کشن؟

251
00:17:38,000 --> 00:17:40,210
‫برای گسترش قلمروشون نیست؟

252
00:17:40,290 --> 00:17:41,540
‫اون هم بخشی ازشه.

253
00:17:41,920 --> 00:17:44,460
‫ولی فقط یکی از دلایلشه.

254
00:17:44,920 --> 00:17:47,000
‫دلیل اصلی اینه که...

255
00:17:49,040 --> 00:17:51,630
‫اونا بدون کشتن نمی‌تونن زنده بمونن!

256
00:17:52,670 --> 00:17:54,540
‫برای زنده موندن باید غذا بخوری.

257
00:17:54,630 --> 00:17:56,500
‫برای این‌که درست کار کنی باید بخوابی.

258
00:17:57,080 --> 00:17:59,880
‫این هم یه جور نیاز غریزیه.

259
00:18:00,170 --> 00:18:01,580
‫نژاد شیاطین

260
00:18:01,670 --> 00:18:05,500
‫موجودات ناقصی هستن که
‫اگه آدم‌ها رو نکشن، محو می‌شن.

261
00:18:06,380 --> 00:18:09,960
‫بعد تکه‌های اونایی که محو می‌شن
‫توی دنیا پخش می‌شه

262
00:18:10,080 --> 00:18:11,460
‫و تبدیل به مانا می‌شه.

263
00:18:11,540 --> 00:18:13,750
‫این، حقیقت پشت جادوئه.

264
00:18:14,380 --> 00:18:18,080
‫بدون وجود نژاد شیاطین،
‫هیچ‌کس نمی‌تونه جادو استفاده کنه.

265
00:18:18,750 --> 00:18:20,790
‫اما تا وقتی اونا هستن،

266
00:18:20,880 --> 00:18:23,580
‫این چرخه‌ی پوچِ کشتن
‫همیشه ادامه داره.

267
00:18:25,290 --> 00:18:28,380
‫الهه نژاد شیاطین رو
‫این‌طوری خلق کرد،

268
00:18:28,460 --> 00:18:31,250
‫و مدیریت‌شون رو به من سپرد.

269
00:18:32,920 --> 00:18:35,420
‫این بک‌استوری‌ایه که اصلاً نمی‌دونستم.

270
00:18:35,500 --> 00:18:38,500
‫همیشه فکر می‌کردم مانا توی این دنیا هست

271
00:18:38,920 --> 00:18:41,460
‫فقط چون خب، دنیای فانتزیه دیگه.

272
00:18:43,170 --> 00:18:44,290
‫مدیریت‌شون؟

273
00:18:45,580 --> 00:18:48,330
‫داری می‌گی که تو فرق داری؟

274
00:18:48,420 --> 00:18:53,380
‫یعنی عملاً داره می‌گه
‫خودش جزو نژاد شیاطین نیست.

275
00:18:53,460 --> 00:18:59,460
‫صبر کن! این‌طوری که تو می‌گی،
‫انگار خودِ الهه این بدبختی دنیا رو می‌خواد!

276
00:18:59,540 --> 00:19:03,080
‫داری می‌گی آلوونوس،
‫الهه‌ی رحمت،

277
00:19:03,170 --> 00:19:04,250
‫خواستار این کشتاره؟!

278
00:19:04,960 --> 00:19:07,380
‫دقیقاً همینه، موجود ضعیف.

279
00:19:07,460 --> 00:19:10,460
‫برای همینه که اون نبرد
‫اون‌همه سال پیش اتفاق افتاد.

280
00:19:11,380 --> 00:19:13,500
‫حتماً به نظرت عجیب اومده بود.

281
00:19:13,880 --> 00:19:16,960
‫باید فهمیده باشی که واقعاً غیرطبیعی بود.

282
00:19:17,420 --> 00:19:21,080
‫لوفاس مفاهِل اون موقع
‫واقعاً وحشتناک بود.

283
00:19:21,170 --> 00:19:26,750
‫با این حال، اصلاً لازم نبود
‫قبل از درگیری با ما شکستش بدن.

284
00:19:27,080 --> 00:19:28,960
‫این‌که می‌ذاشتن اول لوفاس منو شکست بده،

285
00:19:29,040 --> 00:19:32,460
‫و بعدش خودش رو سرنگون کنن،
‫بهترین انتخاب بود.

286
00:19:33,580 --> 00:19:35,630
‫اما هفت قهرمان

287
00:19:35,710 --> 00:19:38,380
‫قبل از رسیدن اون لحظه،
‫لوفاس رو مُهر و موم کردن.

288
00:19:42,540 --> 00:19:45,580
‫هفت قهرمان توی نبردشون با پادشاه شیاطین شکست خوردن،

289
00:19:45,670 --> 00:19:48,880
‫و همین باعث شد نژاد شیاطین حمله کنن

290
00:19:48,960 --> 00:19:51,750
‫و بیشتر زیستگاه انسان‌ها رو بگیرن.

291
00:19:52,500 --> 00:19:56,420
‫و حالا بابتش عمیقاً پشیمونن
‫و اون رو یه اشتباه فاجعه‌بار می‌دونن.

292
00:19:57,000 --> 00:19:58,380
‫آلکور.

293
00:19:58,460 --> 00:20:03,210
‫به احتمال زیاد تو اولین کسی بودی
‫که قبل از همه به حقیقت رسید.

294
00:20:03,710 --> 00:20:07,750
‫برای همین سعی کردی
‫به سناریوی الهه پایان بدی،

295
00:20:07,830 --> 00:20:11,380
‫با این‌که هیچ‌کس دیگه جرأتش رو نداشت،
‫جلوی نابودی نژاد شیاطین ایستادی،

296
00:20:11,460 --> 00:20:13,380
‫و کل دنیا رو پشت سرت متحد کردی.

297
00:20:13,460 --> 00:20:14,830
‫- اما—
‫- اکس‌گِیت!

298
00:20:15,290 --> 00:20:17,130
‫مورنینگ ونوس!

299
00:20:21,540 --> 00:20:24,920
‫انتخاب برنامه، آتش!

300
00:20:32,670 --> 00:20:33,920
‫لیبرا؟!

301
00:20:34,000 --> 00:20:38,460
‫ارباب، پیشنهاد می‌کنم
‫بهترین کارمون عقب‌نشینی از این نبرده.

302
00:20:38,540 --> 00:20:40,960
‫یه لحظه صبر کن!
‫قهرمان و گروهش هنوز اونجان!

303
00:20:41,080 --> 00:20:43,170
‫- تازه پادشاه شیاطین داشت—
‫- عقب‌نشینی!

304
00:20:43,380 --> 00:20:45,880
‫حرفمون رو گوش کنین!

305
00:20:49,790 --> 00:20:51,540
‫حرکت جسورانه‌ای بود.

306
00:20:51,630 --> 00:20:55,460
‫حالا صحبت کن.
‫اطراف‌مون یه سد محافظ زدم.

307
00:20:57,170 --> 00:20:58,540
‫همون‌طور که انتظار می‌رفت، اعلیحضرت.

308
00:20:58,880 --> 00:21:00,630
‫واقعاً به چه فکری بودی،
‫ونوس؟

309
00:21:01,210 --> 00:21:03,750
‫یا باید بگم… دینا؟

310
00:21:03,830 --> 00:21:07,330
‫البته که فقط یه نمایش بود
‫برای جلب اعتمادشون.

311
00:21:07,420 --> 00:21:10,330
‫بالاخره اون گولم داشت
‫حرکتم رو زیر نظر می‌گرفت.

312
00:21:10,420 --> 00:21:13,500
‫برای همچین بهونه‌ای،
‫حملت زیادی بی‌محابا بود.

313
00:21:13,750 --> 00:21:17,330
‫چون به قدرت اعلیحضرت
‫ایمان کامل داشتم.

314
00:21:17,420 --> 00:21:19,170
‫خوب بلدی بهونه ببافی.

315
00:21:19,250 --> 00:21:21,380
‫راستی، می‌دونستی؟

316
00:21:21,460 --> 00:21:23,790
‫لوفاس مفاهِل ضعیف شده بود؟

317
00:21:24,920 --> 00:21:25,960
‫بله.

318
00:21:26,170 --> 00:21:28,750
‫خیلی بعیده، ولی…

319
00:21:28,830 --> 00:21:31,670
‫کارِ تو نبود، درسته؟

320
00:21:32,380 --> 00:21:33,710
‫معلومه که نه.

321
00:21:33,790 --> 00:21:37,670
‫محاله کسی مثل من
‫بتونه همچین کاری بکنه.

322
00:21:38,080 --> 00:21:39,460
‫اگه کسی قادر باشه،

323
00:21:40,040 --> 00:21:43,960
‫فقط همون الهه‌ی همه‌توانه.

324
00:21:51,960 --> 00:21:53,040
‫غیبشون زد؟!

325
00:22:10,920 --> 00:22:13,460
‫ترجمه: جان پیکت
‫تایمینگ: اندی الیس

326
00:22:13,540 --> 00:22:16,460
‫ویراستار: گابریلا رامیرز
‫کنترل کیفیت: میگن اسمیت

